منم یه كـــــــارگرخسته ![]()
دَ س و بالوم از همه نظر بسته
دَمِ صبح باید توبرَمو وَر دارم بِرم سیب چینی
اینا رو بَره تو میگم كه تو خونت میشینی
من از صبح تا غوروب آلونم به درخت
تو شب كه میشه راحت میخوابی رو تخت
من سرما میخورم ، سیا میشم تا بِرم تو باغ
تو یه دوش میگیری بعدش یه چای ِ داغ
من همش یه دستوم به سطل َ یه دستوم به سیب
تو برا خرج كافی شاپت دست میكنی تو جیب
من هی فكر میكنم ، خدا، من زِندم یا مرده
خبر میدن فلانی پولداره یه پراید دیگه برده
منو سركارگر میزنه تا كار كنم
تو فكر میكنی ، خدایا ، كدومو سوار كنم
من میگم پر و خالی رو بیار تا بریم
تو میگی رستوران ، پارك ، سینما .... بریم
خلاصه ...
هیچی به من نگو كه دِلوم خین
این اسم روم موندَه كه فلانی ....
سیب چین ََ سیب چین َ
www.kolangestan.blogfa.com
کودکی بودم و دنبال خدا
در بیابان در دشت در دل جنگل سبز همه جا میگشتم
کلبهای در گذرم بود پر از نور که خورشید دگرگونه بر آن میتابید
پیرمردی دیدم که پس از خوردن یک جرعه شراب به خدا گفت : سپاس
آری احساس من این بود خدا آنجا بود من خدا را دیدم من شنیدم که خدا گفت : بنوش گوارای وجود
پرواز همای
« کعبه »
بـه گـرد کعبـه می گـردی پریشان کـه وی خود را در آنجا کرده پنهان
اگــر در کعبــه می گـــردد نمـایـان پس بگرد تا بگردی بگرد تا بگردی
در اینجا باده مینوشی ، در آنجا خرقه می پوشی ، چرا بیهوده میکوشی
در اینجا مـــــردم آزاری ، در آنجا از گنـــــــــــــه آری ، نمی دانم چه پنداری
در اینجــا همـــدم و همسایــــه است در رنــج و بیمــاری
تو آنجا در پی یاری
چــه پنـــداری کجــــا وی از تـــو می خواهـد چنین کــاری
چه پیغــامـــی که جــز بــا یــک زبــــان گفتـــن نمی داند
چه ســلطانی که جــز در خـــانـــه اش خفتــن نمی داند
چه دیداری که جز دینار و درهم از شما سفتن نمی داند
به دنبال چه می گردی که حیرانی
خـرد گم کرده ای شاید نمی دانی
همـــای از جــــان خـــود سیری کـــه خـــامـــوشی نمی گیـــری
لبت را چون لبــــان فرخی دوزند تو را در آتش اندیشه ات سوزند
هــــــــزاران فتنـــــــه انگیـــــــزند تــــو را بـــر سر در میخانه آویزند
پرواز همای
به: رئیس محترم هیات مدیره انجمن حمایت از حیوانات
از: فرمانداری شهرستان سمیرم
سلام علیکم
پس
از حمد خدا و درود و صلوات بر محمد و آل محمد، عطف به نامه شماره 911-506
مورخ 90/7/16 آن انجمن محترم، به اطلاع میرساند با توجه به طرح موضوع در
شورای تامین شهرستان و با عنایت به اقدامات قضایی، اجرایی و امنیتی، حتی
فراتر از قوانین موضوعه موجود در جهت شناسایی دستگیری و بازداشت موقت
متهمین، دلیلی بر تجمع مذکور وجود نداشته لذا این فرمانداری با هر گونه
تجمع در این خصوص موافقت نمی نماید و برگزاری همایشی با موضوع آسیبها و
فرصتهای محیط زیست سمیرم منطقی تر به نظر میرسد. بدیهی است مسئولیت هرگونه
اقدام مغایر با مصوبه مورد وصف به عهده آن انجمن محترم میباشد.
غلامرضا قائدیها
فرمانداری شهرستان سمیرم
انجمن حمایت از حیوانات ایران اینجا کلیک کنید
شهرستان سمیرم با مساحت ۵۲۲۴ کیلومتر مربع در جنوب غربی استان اصفهان با مختصات جغرافیایی ۵۱ درجه و ۱۷ دقیقه تا ۳ دقیقه طول شرقی و ۳۰ درجه و ۴۲ دقیقه تا ۳۱ درجه و ۵۱ دقیقه عرض شمالی و با ارتفاع متوسط ۲۴۰۰ متر از دریا، بین چهار استان اصفهان، چهار محال و بختیاری، کهگیلویه و بویر احمد و فارس واقع شدهاست. از شمال به شهرضا، از شرق به اقلید (بزرگترین شهرستان شمال فارس)و ازجنوب غربی و غرب با مرز طبیعی رشته کوههای دنا به استان کهگیلویه و بویر احمد، از غرب به بروجن و لردگان (چهار محال و بختیاری) محدود میشود. فاصله مرکز شهرستان تا اصفهان ۱۵۰ و تا تهران ۴۳۵ کیلومتر میباشد.
این شهرستان ۹/۴ درصد مساحت و ۶۵/۱ درصد جمعیت استان اصفهان را شامل میشود. از نظر موقعیت قرارگیری در حاشیه جنوب شرقی رشته کوههای زاگرس قرار گرفته به طوری که رشته کوههای دنا به صورت حصاری در غرب و جنوب غربی آن کشیده شدهاست.
از مجموع ۴۴۰۸۰۰ هکتار کل عرصههای ملی شهرستان سمیرم که معادل ۵/۵ درصد لز عرصههای ملی استان است، ۳۹۳۰۰۰ هکتار معادل ۸۹ درصد آن را مراتع ییلاقی شامل میشوند که با کیفیتهای مختلف در سطح منطقه پراکنده شدهاند، ضمن اینکه ۴۷۸۰۰ هکتار باقیمانده عرصههای ملی شهرستان شامل جنگلهای طبیعی و دشت میشود.
مهمترین تیپها و گونههای گیاهی مراتع منطقه شامل انواع گون و قیاق، سریش، کنگر، خوشک، جو وحشی، جاشیر، فستوکا و قیاق، جاز و استپاوانواع گیاهان دارویی میباشدکه متاسفانه به علت چرای بیش از حد دام توسط عشایر رو به نابودی است، ضمن اینکه ۲۵۰۰۰ هکتار مراتع کتیرا خیز با متوسط تولید ۲۵۰۰ کیلو گرم در سال در منطقه موجود میباشد.
پوشش جنگلی منطقه نیز مشتمل بر گونههای ارجن، بادام کوهی، سیب، گلابی، زالزالک داغداران و گز بوده که به علت مصارف سوختی، ساختمانی و چرای بیش از حد عشایر و روستاییان از بین رفته و تنها گونههای چوبی باقیمانده منطقه شامل شیرخشت، پسته و بادام وحشی، افرا، زرشک و بید میشود.
منابع آبهای سطحی شهرستان سمیرم از دو حوضه آبریز رودخانه خرسان در مرکز و نیمه جنوبی و حوضه آبریز رودخانه ونک-سولکان در نیمه شمالی شهرستان تشکیل شدهاست. این دو حوضه بخشی از سرشاخههای رودخانه کارون در شرق سلسله جبال زاگرس را تشکیل میدهند.
به علت وجود منابع عظیم آبی و گسترش لایههای آهکهای کارستیک در محدوده شهرستان سمیرم منابع آبهای زیرزمینی منطقه دارای آبدهی قابل توجهی میباشد. آبهای زیرزمینی مورد استفاده در شهرستان سمیرم از چشمهها، قناتها و چاههای سطحی، نیمه عمیق و عمیق تأمین میگردد و مجموعاًحدود ۸/۱۵۸ میلیون متر مکعب از تخلیه سالانه آنها در بخش کشاورزی به مصرف میرسد.
منبع:سابقه تاریخی سمیرم بر طبق تحقیقات دكتر واندنبرگ به 700 سال قبل از میلاد مسیح بر می گردد. تحقیقاتی كه وی در دهستان كمه انجام داده آثاری از قلعه ای مربوط به قوم پارسوا در منطقه كشف كرد كه نشان از وجود سمیرم در آن زمان می دهد.
سابقه تاریخی شهرنشینی سمیرم به دورة هخامنشیان بر می گردد در جنوب سمیرم مزرعه ای به نام كوره وجود دارد كه اكنون خرابه هایی از خانه ها و حتی حمام در آن به جا مانده است و این دلیل بر شهر بودن سمیرم در آن زمان می باشد، زیرا در دوران قبل از اسلام یكی از شاخص های شناخت شهر، حمام بوده است و دلیل دیگر اطلاق نام كوره بر این منطقه می باشد، چرا كه هخامنشیان به شهر كوره می گفتند.
از وزرای به نام عصر سلجوقیان یكی «كمال الدین علی سمیرمی» كه نامش در فهرست وزرای ایرانی به ثبت رسیده است و دیگری «خانعلی سمیرمی» است كه آثاری نظیر مسجد و حمام خانعلی به نام وی باقی مانده است. در عصر سلجوقیان سمیرم به عنوان حقوق تعاقُد شاهزادگان سلجوقی نام برده شده است، در عصر صفوی با وجود آرامش نسبی در سمیرم، زمین های این منطقه مورد خرید و فروش قرار می گرفته است البته نزدیكی آن با پایتخت صفویان «اصفهان» در این امر بی تأثیر نبوده است. در دوران بعد، از جمله در عصر زندیه سمیرم به علت همجواری با پایتخت زندیه «شیراز» مورد توجه بوده است، در عصر قاجار منطقه در معرض تاخت و تاز قشون حكومتی بوده و جنگ لطفعلی خان زند و خان بابا جهانی «فتحعلی شاه قاجار» در این ناحیه صورت گرفته است. از عصر قاجار به بعد این منطقه عرصه رقابت و رویارویی دو ایل بزرگ بختیاری و قشقایی قرار گرفته است. در مورد برخوردهای ایل بختیاری و ایل قشقایی در كتاب تاریخ بختیاری اثر اسكندر عكاشه مطالبی ذكر شده است محل تلاقی دو طرف در ونك بوده است، در واقع سمیرم عرصه زورآزمایی خوانین و ایلات با یكدیگر و با دولت مركزی بوده است. عشایر و قبایل بویر احمد به دلیل همجواری سهمی برای خود قایل بوده اند.
مهمترین واقعة تاریخ سمیرم كه هنوز حكم نوعی مبدأ تاریخ شهر به حساب می آید «سال غارتی» است. با سقوط حكومت رضاشاه پاره ای از خوانین ایلات كه در تهران یا خارج از ایران به سر می بردند برای كسب قدرت سابق و گسترش مناطق خود، بر ضد حكومت مركزی وارد عمل شدند، در تاریخ چهارشنبه 8 تیرماه 1322 جنگ سختی بین قوای دولتی و عشایر بویر احمدی و قشقایی آغاز شد. اطلاعات هفتگی در شماره 114 تاریخ 24 تیر 1322 در گزارشی این جنگ را «سرنوشت شوم پادگان سمیرم» لقب داد. قوای دولتی به محاصره عشایر درآمدند و به علت نرسیدن قوای كمكی قتل عام شدند. از جمله سرهنگ شقاقی از افسران شجاع دولتی در این جنگ جان باخته است. {از این جنك تحت عنوان جنگ سمیرم در برخی كتب و منابع یاد شده، از جمله شرح كاملی از این واقعه در كتاب خاطرات میرزا مهدی خان ممتحن الدوله، و رمان «سووشون» اثر به یاد ماندنی دكتر سیمین دانشور و نیز در قطعه ای از شاعر بلند آوازه معاصر «احمد شاملو» به نام سمیرمی آمده است.}
خاطره این خشونت و چپاول هنوز در حافظة تاریخی مردان و زنان سالخورده به عنوان سال غارتی به جامانده و دردها و رنج های آن همچون آینه ای كوچك از دردها و رنج هایی كه هماره بر مردم شریف ایران روا داشته می شده است. مردمان صبور و درد كشیده این دیار پیرامون این حادثه تلخ ضرب المثل ها، داستان ها و شعرهای عامیانة فراوانی ساخته و سروده اند.
ولی چه فایده!!!